مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

243

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

معشر ، گرچه در علوم رياضى توفيقى به دست نياورد ، اما به نجوم علاقه يافت و نزد كندى به آموزش آن پرداخت . افسانهء ديگرى حاكى از آن است كه ابو معشر در بلخ به فقاهت اشتغال داشت و چون شنيد كه كندى نسبت به يكى از فقهاى بغداد بىحرمتى روا داشته ، به عزم كشتن وى رهسپار بغداد شد و با تظاهر به داشتن قصد آموزش نجوم نزد او رفت ، اما كندى كه از راه تنجيم نيت وى را دريافته بود ، با چند كلمه او را متنبه ساخت و براى او كمال علمى پيش‌بينى كرد . ابو معشر نيز شيفتهء كندى شد و نزد وى آموزش يافت . در بسيارى منابع تأكيد شده است كه ابو معشر آموزشهاى نجومى خود را در 47 سالگى آغاز كرده است . درحالىكه از زايچه‌اى در كتاب اسرار علم النجوم يا مذاكرات شاذان بن بحر معلوم مىشود كه وى سالها پيش از آن به تنجيم مىپرداخته است . ابو معشر در عصر خويش مشهورترين منجم جهان اسلام بود و گويا در حكومت معتز ، رئيس منجمان دار الخلافه و در خلافت معتمد منجم موفق - برادر خليفه و صاحب اقتدار حقيقى دستگاه خلافت - بوده است . اشتهار وى تا قرنها بعد همچنان حفظ شد . در منابع اسلامى از او بسيار ياد شده و در آثار غربى نيز بيش از هر منجم ديگرى از او نام برده شده است . صاعد اندلسى او را داناترين مردم به احوال ايرانيان و اخبار ديگر اقوام مىداند و از او چنان نام مىبرد كه گويى سخن وى در هر باب و از جمله در باب دانشهاى اقوام و دانشمندان آنان ، رويدادهاى مهم جهان ، تاريخ ملتها ، بناى اهرام مصر و پيشگويى طوفان عصر نوح ، و حتى در باب ارزش كار مترجمان كتابهاى يونانى حجتى قاطع است . افسانه‌هاى فراوانى نيز به عنوان پيشگوييهاى درست ابو معشر نقل شده است : پيشگويى او در دوران مستعين كه گويا براثر آن به فرمان خليفه تازيانه خورده است ؛ پيشگويى خلع و قتل مستعين و خلافت معتز كه در داستان مربوط به آن ، نام بحترى شاعر نيز به عنوان دوست و معاشر ابو معشر به ميان مىآيد ؛ پيشگويى زمان قتل صاحب الزنج ؛ پيشگويى سرنوشت يك شاهزادهء هندى ، يا انواع غيب‌گوييهايى كه عنوان آزمايش يا سرگرمى داشته است . و سرانجام پيشگوييهايى كه تاريخ و مضمون آنها با دوران زندگانى ابو معشر و واقعيات تاريخى هماهنگى ندارد ، مانند آن پيشگويى كه دربارهء